امام علي عليه السلام: ***** اي مرد! علم نعمت بزرگي است كه در زندگاني تاج افتخار و پس از مرگ يادگاري درخشان خواهد بود ***** به خدا بيهوده خود را پست و بي مقدار جلوه مي دهيد! برخيزيد، بجنبيد؛ مترسيد، ترس يعني چه؟ ***** آنكه به خداي ايمان دارد اين سه خصلت را بحد نهايي داراست:فروتني..مهرباني..پرهيزگاري ***** آري قلب شكسته عرش خداست، پس هر آن كس كه آن سراچه ويران را تعمير كند، كعبه مقدس را آبادان ساخته است ***** با بخيل مشورت مكن، زيرا او پيوسته از گدايي دم زند و ترا از رادمردي و گشاده دستي باز دارد مبینا*

 

 

و به نام او كه روشنگر است

 

 

لبيك يا محمدا

 

 

 

حد بي نهايت
پنجره اي رو به عشق
نامه هاي من به خدا
عشاق الزهرا
سيراب ترين باديه عطش
انا مجنون الحسین ع
دين وايمان
گل نرجس
عشق اهورايي
يا كريم اهل بيت
مي طهور
آنكس كه ره معرفت الله جويد
سحر خيز مدينه
منتظر كوچك
حريم ياس
گفتم همین ، گفتی همین
آب فرات موج بزن
الهي
آرزوي فاطمه _س
اشك دل
پله پله تا عشق
چند نقطه
عشق است خداوند
يادداشتهاي تنهايي
قافله نور
كشتي پهلو گرفته
آب وشراب
کشکول
علي ولي الله
خيبرشکن


 

 


يه سايت جالب ،هم كسب اطلاعات و هم كسب درآمد

EgoldCity


خدايا

به من آرامش ده

تا بپذيرم آنچه را كه مي توانم تغيير دهم

دليري ده

تا تغيير دهم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم

بينش ده

تا تفاوت اين دو را بدانم

مرا فهم ده

تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار كنند

جبران خليل جبران

 

 

 

 


دوست

سه‌شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٧

یکی از روزهای سال اول دبیرستان بود. من از مدرسه به خانه بر می گشتم که یکی از بچه های کلاس را دیدم. اسمش مارک بود و انگار همه‌ی کتابهایش را با خود به خانه می برد.

با خودم گفتم: 'کی این همه کتاب رو آخر هفته به خانه می بره. حتما ً این پسر خیلی بی حالی است!'

من برای آخر هفته ­ام برنامه‌ ریزی کرده بودم. (مسابقه‌ی فوتبال با بچه ها، مهمانی خانه‌ی یکی از همکلاسی ها) بنابراین شانه هایم را بالا انداختم و به راهم ادامه دادم.‌

همینطور که می رفتم،‌ تعدادی از بچه ها رو دیدم که به طرف او دویدند و او را به زمین انداختند. کتابهاش پخش شد و خودش هم روی خاکها افتاد.

عینکش افتاد و من دیدم چند متر اونطرفتر، ‌روی چمنها پرت شد. سرش را که بالا آورد، در چشماش یه غم خیلی بزرگ دیدم. بی اختیار قلبم به طرفش کشیده شد و بطرفش دویدم. در حالیکه به دنبال عینکش می گشت، ‌یه قطره درشت اشک در چشمهاش دیدم.

همینطور که عینکش را به دستش می‌دادم، گفتم: ' این بچه ها یه مشت آشغالن!'

او به من نگاهی کرد و گفت: ' هی ، متشکرم!' و لبخند بزرگی صورتش را پوشاند. از آن لبخندهایی که سرشار از سپاسگزاری قلبی بود.

من کمکش کردم که بلند شود و ازش پرسیدم کجا زندگی می کنه؟ معلوم شد که او هم نزدیک خانه‌ی ما زندگی می کند. ازش پرسیدم پس چطور من تو را ندیده بودم؟

او گفت که قبلا به یک مدرسه‌ی خصوصی می رفته و این برای من خیلی جالب بود. پیش از این با چنین کسی آشنا نشده بودم. ما تا خانه پیاده قدم زدیم و من بعضی از کتابهایش را برایش آوردم.

او واقعا پسر جالبی از آب درآمد. من ازش پرسیدم آیا دوست دارد با من و دوستانم فوتبال بازی کند؟ و او جواب مثبت داد.

ما تمام اخر هفته را با هم گذراندیم و هر چه بیشتر مارک را می شناختم، بیشتر از او خوشم می‌آمد. دوستانم هم چنین احساسی داشتند.

صبح دوشنبه رسید و من دوباره مارک را با حجم انبوهی از کتابها دیدم. به او گفتم:' پسر تو واقعا بعد از مدت کوتاهی عضلات قوی پیدا می کنی،‌با این همه کتابی که با خودت این طرف و آن طرف می بری!' مارک خندید و نصف کتابها را در دستان من گذاشت.

در چهار سال بعد، من و مارک بهترین دوستان هم بودیم. وقتی به سال آخر دبیرستان رسیدیم، هر دو به فکر دانشکده افتادیم. مارک تصمیم داشت به جورج تاون برود و من به دوک.

من می دانستم که همیشه دوستان خوبی باقی خواهیم ماند. مهم نیست کیلومترها فاصله بین ما باشد.

او تصمیم داشت دکتر شود و من قصد داشتم به دنبال خرید و فروش لوازم فوتبال بروم.

مارک کسی بود که قرار بود برای جشن فارغ التحصیلی صحبت کند. من خوشحال بودم که مجبور نیستم در آن روز روبروی همه صحبت کنم.

من مارک را دیدم. او عالی به نظر می رسید و از جمله کسانی به شمار می آمد که توانسته اند خود را در دوران دبیرستان پیدا کنند.

حتی عینک زدنش هم به او می آمد. همه‌ی دخترها دوستش داشتند. پسر، گاهی من بهش حسودی می کردم!

امروز یکی از اون روزها بود. من میدیم که برای سخنرانی اش کمی عصبی است. بنابراین دست محکمی به پشتش زدم و گفتم: ' هی مرد بزرگ! تو عالی خواهی بود!'

او با یکی از اون نگاه هایش به من نگاه کرد( همون نگاه سپاسگزار واقعی) و لبخند زد: ' مرسی'.

گلویش را صاف کرد و صحبتش را اینطوری شروع کرد: ' فارغ التحصیلی زمان سپاس از کسانی است که به شما کمک کرده اند این سالهای سخت را بگذرانید. والدین شما، معلمانتان، خواهر برادرهایتان شاید یک مربی ورزش... اما مهمتر از همه، دوستانتان...

من اینجا هستم تا به همه ی شما بگویم دوست کسی بودن، بهترین هدیه ای است که شما می توانید به کسی بدهید. من می خواهم برای شما داستانی را تعریف کنم.'

من به دوستم با ناباوری نگاه می کردم، در حالیکه او داستان اولین روز آشناییمان را تعریف می کرد. به آرامی گفت که در آن تعطیلات آخر هفته قصد داشته خودش را بکشد. او گفت که چگونه کمد مدرسه اش را خالی کرده تا مادرش بعدا ً وسایل او را به خانه نیاورد.

مارک نگاه سختی به من کرد و لبخند کوچکی بر لبانش ظاهر شد.

او ادامه داد: 'خوشبختانه، من نجات پیدا کردم. دوستم مرا از انجام این کار غیر قابل بحث، باز داشت.'

من به همهمه‌ ای که در بین جمعیت پراکنده شد گوش می دادم، در حالیکه این پسر خوش قیافه و مشهور مدرسه به ما درباره‌ی سست ترین لحظه های زندگیش توضیح می داد.

پدر و مادرش را دیدم که به من نگاه می کردند و لبخند می زدند. همان لبخند پر از سپاس.

من تا آن لحظه عمق این لبخند را درک نکرده بودم.

هرگز تاثیر رفتارهای خود را دست کم نگیرید. با یک رفتار کوچک، شما می توانید زندگی یک نفر را دگرگون نمایید: برای بهتر شدن یا بدتر شدن.

خداوند ما را در مسیر زندگی یکدیگر قرار می دهد تا به شکلهای گوناگون بر هم اثر بگذاریم.

دنبال خدا، در وجود دیگران بگردیم.

' دوستان،‌ فرشته هایی هستند که شما را بر روی پاهایتان بلند میکنند، زمانی که بالهای شما به سختی به یاد می‌آورند چگونه پرواز کنند.'

هیچ آغاز و پایانی وجود ندارد...

دیروز،‌ به تاریخ پیوسته،

فردا ، رازی است ناگشوده،

اما امروز یک هدیه است!

J

 

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

دوست :: سه‌شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٧





عناوین مطالب وبلاگ

دوست :: سه‌شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٧





عناوین مطالب وبلاگ

دوست :: سه‌شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٧





عناوین مطالب وبلاگ

دوست :: سه‌شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٧





عناوین مطالب وبلاگ

دوست :: سه‌شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٧





عناوین مطالب وبلاگ

دوست :: سه‌شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٧





عناوین مطالب وبلاگ

دوست :: سه‌شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٧







امید

سه‌شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٧

تا زمانی که به فردا امیدواری،

اقتدار از آن توست.

آنچه کرم ابریشم آن را پایان دنیا می پندارد

در نظر پروانه آغاز زندگیست!

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

امید :: سه‌شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٧





عناوین مطالب وبلاگ

امید :: سه‌شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٧





عناوین مطالب وبلاگ

امید :: سه‌شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٧





عناوین مطالب وبلاگ

امید :: سه‌شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٧





عناوین مطالب وبلاگ

امید :: سه‌شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٧





عناوین مطالب وبلاگ

امید :: سه‌شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٧





عناوین مطالب وبلاگ

امید :: سه‌شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٧







 

یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦

سلام.........................

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

  :: یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

  :: یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

  :: یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

  :: یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

  :: یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

  :: یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

  :: یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦







يادت باشه

شنبه ٩ تیر ،۱۳۸٦

سلام ....

یادت باشه هر جوابی که بدی

     یه جایی

      یه روزی

         به خودت برمیگرده

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

يادت باشه :: شنبه ٩ تیر ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

يادت باشه :: شنبه ٩ تیر ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

يادت باشه :: شنبه ٩ تیر ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

يادت باشه :: شنبه ٩ تیر ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

يادت باشه :: شنبه ٩ تیر ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

يادت باشه :: شنبه ٩ تیر ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

يادت باشه :: شنبه ٩ تیر ،۱۳۸٦







...

دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦

...

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

... :: دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

... :: دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

... :: دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

... :: دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

... :: دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

... :: دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦





عناوین مطالب وبلاگ

... :: دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦







 

چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥

حسین یعنی...

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥







کجا؟

شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥

کجاست آنجايي که مي توانم چشمهايم را آرام بر هم گذارم و حضور گرم او را نزد خويش احساس کنم؟

  بي دغدغه...

          بي هيچ احساسي جز احساس وجود او..

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

کجا؟ :: شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

کجا؟ :: شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

کجا؟ :: شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

کجا؟ :: شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

کجا؟ :: شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

کجا؟ :: شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

کجا؟ :: شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥







حال خوش..

یکشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٥

ساعت 11:45 دقيقه شب است..

قدم ميزنم..

حال خوشي دارم..

دقيقا نميدانم که چرا ايندفعه حالم متفاوت است...

الو سلام..

الان اينجاهستم..

يه آرزو کنيد..

قسم به جايي که او در آن حضور دارد و  قدم ميزند.. آدم شويم!

آمين ميگويم و قطع ميکنم..

حالا ميدانم حال خوشم از چيست..

{برای می ناب: مایلم در مورد «محمد»ی که تو میشناسی بیشتر بدانم..}

 

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

حال خوش.. :: یکشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

حال خوش.. :: یکشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

حال خوش.. :: یکشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

حال خوش.. :: یکشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

حال خوش.. :: یکشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

حال خوش.. :: یکشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

حال خوش.. :: یکشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٥







پيامبر دوستی

دوشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٥

سلام بر تو ای

آن که به ما یاد داد دوست داشتن را..

                                            مهر را ..

                                              عشق را...

                             خدا  را !!!

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

پيامبر دوستی :: دوشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

پيامبر دوستی :: دوشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

پيامبر دوستی :: دوشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

پيامبر دوستی :: دوشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

پيامبر دوستی :: دوشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

پيامبر دوستی :: دوشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

پيامبر دوستی :: دوشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٥







فدک يعنی...

سه‌شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٥

فدك يعني فرياد احقاق حق

فدك يعني نداي انا الحق

فدك يعني مظلوميت علي

فدك يعني به دادم رس اخي

فدك يعني برادر خورده زهر

فدك يعني امان از كين دهر

فدك يعني زنده دار آن قيام

فدك يعني ذوالفقار اندر نيام

فدك يعني كودكي در بند آة

فدك يعني بيرق آن قرص ماه

فدك يعني زينب يعني شير زن

فدك يعني اهل بيت فاطمه آن نيك زن

تقديم به تمام كساني كه دريافتند حقيقت فدك را

و براي آناني كه آن را درنيافتند و فدك را فقط يك تكه زمين ميدانند

 

 

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

فدک يعنی... :: سه‌شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

فدک يعنی... :: سه‌شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

فدک يعنی... :: سه‌شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

فدک يعنی... :: سه‌شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

فدک يعنی... :: سه‌شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

فدک يعنی... :: سه‌شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

فدک يعنی... :: سه‌شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٥







دل و قلبم---

شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥

 

 

 

دلم به اندازه تمام غروبها گرفته است

و قلبم به اندازه تمام درياها، عاشق

ميخواهم دل گرفته ام را به ديدار قلب عاشقم

به ميهماني بفرستم

كه شايد تغييري حاصل شود

اما دريغ

كه قلبم در درياي عشق غرق است

و

دلم مبهوت غروبها شده...

 

 

 

 

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

دل و قلبم--- :: شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

دل و قلبم--- :: شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

دل و قلبم--- :: شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

دل و قلبم--- :: شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

دل و قلبم--- :: شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

دل و قلبم--- :: شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

دل و قلبم--- :: شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥







..................---فاصله---..................

یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

ديگر فاصله اي بين رويا‌ها و كابوسهايم نيست

 

گويي فرشته شانه‌هاي راست و چپم يكي شده‌اند

 

شايد بقول او؛

 

"بايد پذيرفت كه ما جزئي از كل هستيم"

 

شايد واقعا؛

 

"بايد بپذيرم ..."

 

 

 

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

..................---فاصله---.................. :: یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

..................---فاصله---.................. :: یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

..................---فاصله---.................. :: یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

..................---فاصله---.................. :: یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

..................---فاصله---.................. :: یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

..................---فاصله---.................. :: یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

..................---فاصله---.................. :: یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥







کلام امير

چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

وَ سَمِعَ  رَجُلاً مِنَ اَلْحَرُورِيَّةِ يَتَهَجَّدُ وَ يَقْرَأُ فَقَالَ:

 

‹‹ نَوْمٌ عَلَى يَقِينٍ خَيْرٌ مِنْ صَلاَةٍ فِي شَكٍّ ››

 

ترجمه

هنگامى كه مولا نيايش نيمه شب و قرائت قرآن يكى از خوارج را شنيد ، فرمود :     

خفتن همراه با يقين ، ارزشمندتر از نماز و نيايش با شك و ترديد است .

تفسير

 

قبل از اينكه به تفسير اين حديث وارد شويم لازم است خلاصه اي از عقايد سه فرقه امامييه،اصحاب سقيفه و خوارج را بگوييم تا حديث بالا با معرفت بيشتري فهميده شود :

اماميه اعتقاد به آن دارند كه امامت از سوي پروردگار است وگفته ها و احاديث صريح از  طرف خد اوند و رسول گراميش مشخص كننده امام در جامعه مي با شد كه الحمدالله ما پيرو اين عقيده هستيم وبا لطف الهي به حق بودن اين فرقه از هر لحاظ اثبات گرديده است

گروه دوم اصحاب سقيفه بر اين عقيده هستند كه هرگاه گروهي از مردم (عقلاي يك جامعه)كسي را انتخاب كنند سپس همه مردم با او بيعت كنند آنگاه او امام است و همه بايد از او پيروي كنند .

پس بنابراين چون در خلافت حضرت علي (ع) هردو شرط به انجام رسيده بود بر طبق قاعده هر دو گروه از امام اطاعت ميكردند تا اينكه:

فرقه سوم كه زاييده جنگ صفين و خدعه معاويه بر ابو موسي اشعري بود به شكل خطرناكي شكل گرفت.آنها گروهي بودند كه امام براي آنها نه از روي نص قرآن و پيامبر اثبات مي شد و نه از روي اجماع امت بلكه آنها امام را منكر شدند و در آن شك كردند.

حروراء قريه اي بوده نزديك كوفه وآنگاه كه خوارج عليه امام برخاستند در آن قريه جمع شدند لذا به نام حروريه ناميده شدندآنها كساني بودند كه شبها تا صبح عبادت مي كردند و روزها روزه بودند و در عين حال جناياتي را مرتكب مي شدند كه از انسانهاي كافر و لا مذهب هم سر نمي زد.

 مقصود امام ( ع ) ، آن شك و ترديدى است كه آنان در امامت امام وقت داشتند كه خود اساس تعليم عبادات و كيفيّت انجام آنها است ، كه آگاهى بدان ركنى از اركان دين مى‏باشد ، و شك و ترديد در آن باعث عدم استفاده از آن و شكّ در بسيارى از نيازمنديها از قبيل علم توحيد و اسرار عبادات و كيفيّت سلوك و اطاعت پروردگار است.

 

 

 

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

کلام امير :: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

کلام امير :: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

کلام امير :: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

کلام امير :: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

کلام امير :: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

کلام امير :: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

کلام امير :: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥







حقيقت!

جمعه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

«چون نديدند، حقيقت، ره افسانه زدند»

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

حقيقت! :: جمعه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

حقيقت! :: جمعه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

حقيقت! :: جمعه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

حقيقت! :: جمعه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

حقيقت! :: جمعه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

حقيقت! :: جمعه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

حقيقت! :: جمعه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥







ای عاشقان*

شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٥

 

اي عاشقان اي عاشقان

دل را چراغاني كنيد

اي مي فروشان شهر را انگور مهماني كنيد

معشوق من بگشوده در

روي گداي خانه اش

تا سر كشم من جرعه اي ازساغر و پيمانه اش

بزم است و رقص است و طرب

مطرب نوايي ساز كن

در مقدم او بهترين تصنيف را آغاز كنيد

مجنون بوي ليلي ام در كوي او جايم كنيد

همچون غلام خانه اش

زنجير در پايم كنيد

اي عاشقان اي عاشقان

دل را چراغاني كنيد

 

       

ميلاد پيامبر گرامی اسلام

                    و امام صداقت، امام جعفر صادق(ع)،

                                                 بر همگان مبارك باد. 

 

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

ای عاشقان* :: شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

ای عاشقان* :: شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

ای عاشقان* :: شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

ای عاشقان* :: شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

ای عاشقان* :: شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

ای عاشقان* :: شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

ای عاشقان* :: شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٥







خدای محبت..خدای عشق..خدای.....

دوشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٥

 

ديروز يک بنده ات قهر ميکند و اعتصاب دعا ميکند؛

امروز ديگر بنده ات ميگويد «که تو از او قهر کرده ای و صدايش را نمی شنوي»

 و از من ميخواهد که به بنده ای که از تو قهر کرده ندای التماس دعايش را برسانم؛

... و من ...

نميتوانم بگويم که او ديگر دعا نميکند!

چگونه باور کنم که اين اتفاقات به خواست تو نبودست؛

چه زيباست اين اتفاقات!

چه دلفريب است که خالقی از جنس نور اينچنين به بنده اش نزديک است.

و او را به حال خود وا نگذاشته!

و اينک من، آخرين بنده از سلسله مراتب بندگانت؛

با تمام وجود اين احساس زيبا و ناب را درک کردم

با تمام وجود..........با تمام وجودم ...

 

[ اينهم يه لينک جالب درباره خطای ديد  که بد نيست نگاهی بهش بندازيد و از اين جهان و خلقتهايش لذت ببريد!]

 

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

خدای محبت..خدای عشق..خدای..... :: دوشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

خدای محبت..خدای عشق..خدای..... :: دوشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

خدای محبت..خدای عشق..خدای..... :: دوشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

خدای محبت..خدای عشق..خدای..... :: دوشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

خدای محبت..خدای عشق..خدای..... :: دوشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

خدای محبت..خدای عشق..خدای..... :: دوشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

خدای محبت..خدای عشق..خدای..... :: دوشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٥







***عيدانه***

جمعه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٥

 

 

به امامت رسيدن امام عصر "ابا صالح المهدي" را به تمام دوستداران و رهروانش تبريك مي گوييم.

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

***عيدانه*** :: جمعه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

***عيدانه*** :: جمعه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

***عيدانه*** :: جمعه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

***عيدانه*** :: جمعه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

***عيدانه*** :: جمعه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

***عيدانه*** :: جمعه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

***عيدانه*** :: جمعه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٥







**************سال نو***************

چهارشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٥

 

سلام

اميدوارم که سالی  سرشار از موفقيت همراه با شادی و سلامتی در پيش رو داشته باشيد.

التماس دعا  

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

**************سال نو*************** :: چهارشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

**************سال نو*************** :: چهارشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

**************سال نو*************** :: چهارشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

**************سال نو*************** :: چهارشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

**************سال نو*************** :: چهارشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

**************سال نو*************** :: چهارشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٥





عناوین مطالب وبلاگ

**************سال نو*************** :: چهارشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٥







علی..شير خدا!

چهارشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٤

أَقِيلُوا ذَوِي اَلْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ فَمَا يَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلاَّ وَ يَدُ اَللَّهِ بِيَدِهِ يَرْفَعُهُ

ترجمه

 

از لغزشهاي جوانمردان و شخصيتها چشم بپوشيدزيرا هر جوانمردي كه لغزيد به طور حتم دستش به دست خداست و خداوند او را بلند ميگرداند

 

تفسير

 

جوانمردي مصداق هاي بسيار زيادي داردكه سرسلسله همه آنها جهاد اكبر يا به عبارتي ديگر مبارزه با نفس است. البته مي توان اين حديث را به كل صفتهاي نيك ربط داد ولي به نظر من تاكيداين حديث بر صفت دستگيري وحمايت از يتيمان وبيچارگان ،كمك به مظلوم ومبارزه با ظالم ميباشد،آري كساني كه ميان كار خير فاصله نمي اندازندو از رزقي كه خدا به آنها داده است به ديگران انفاق مي كنند،يقيناًتحت حمايت ولطف خدا قرار مي گيرند ،هنگامي كه خطايي از آنها سرمي زند خداونداز لغزش آنها چشم پوشي مي كند و آنها را نجات مي دهد چراكه شخص دستگيروجوانمرد،با يك دستش دست بينوايان را گرفته و دست ديگرش در دست خداست پس سزاوار است به چنين افرادي احترام گذاشته و خطاي آنها را آشكار نكنيم و سخن نسنجيده در مورد آنها به زبان نياوريم.     

با تشکر از : آقای الست

 

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

علی..شير خدا! :: چهارشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٤





عناوین مطالب وبلاگ

علی..شير خدا! :: چهارشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٤





عناوین مطالب وبلاگ

علی..شير خدا! :: چهارشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٤





عناوین مطالب وبلاگ

علی..شير خدا! :: چهارشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٤





عناوین مطالب وبلاگ

علی..شير خدا! :: چهارشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٤





عناوین مطالب وبلاگ

علی..شير خدا! :: چهارشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٤





عناوین مطالب وبلاگ

علی..شير خدا! :: چهارشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٤







دوستی!

دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤

 

دوستی که از تو بدون حجت گله مند شود

به دوستی اش اعتماد نکن.

                                                   وشمگير

 

 

 
  پيام هاي ديگران () mobina

 

 

عناوین مطالب وبلاگ

دوستی! :: دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤





عناوین مطالب وبلاگ

دوستی! :: دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤





عناوین مطالب وبلاگ

دوستی! :: دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤





عناوین مطالب وبلاگ

دوستی! :: دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤





عناوین مطالب وبلاگ

دوستی! :: دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤





عناوین مطالب وبلاگ

دوستی! :: دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤





عناوین مطالب وبلاگ

دوستی! :: دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤






 

كي شوم احوال جوي حال دوست
جان فداي عشوه احوال دوست

بركنم زينت فريب خويشتن

تا شوم روزي حبيب خويشتن

هر قدم دل تشنه جام تو است

بيقراري حاصل از نام تو است

بي نيازم كن درون خويشتن

راهيم كن در جنون خويشتن

شب شرابين رنگ از اوهام تو

حسرتم شيرين شراب كام تو

مرغ دل مرغ غريب كوي تو است

در پي دام خم گيسوي تو است

دام گيسويت سراي سادگي است

جاي عشرت پيشه اين دير نيست

ساقيا يك باده مهمانم بكن

موي جعدين و پريشانم بكن

بي قراري خسته از احوال دل

ميرود در ورطه آمال دل

سجده هايم سرفرازم ميكند

تشنه راز و نيازم ميكند

دل همان جنون پر فرجام دل

تشنه يك باده خوشكام دل

رقص در خون ميكند تا هست جان

ميرود تا بگذرد از هفت خوان

بي نياز عالم هستي توي

باده رنگين سرمستي توي

هستي و موجوديت با نام تو

خاطرم آينده اوهام تو

اي سرا پا هستي و ايمان من

اي تمام التيام جان من

اي بهار سبز اوهام وجود

اي كه نامت حرمت نام وجود

اولين و آخرين بيت ترم

افتخار بيتهاي دفترم

سجده گاهم صفحه هاي دفترم

شب مركب دان من چشم ترم

بي تو پاييزم بهاري نيست دل

با تو يك درياچه آبي است دل

قصد آن دارم شوم بيباك تو

پاكبازي در كوير خاك تو

عشق يعني بي ريا با غم شدن

عشق يعني تشنه ماتم شدن

عشق يعني هستي انسانيت

باده سرمستي انسانيت

عشق يعني اشك يعني انتظار

عشق يعني حسرت روي بهار

خسته از رنگ و لعاب هستيم

خرقه پوش باده سرمستيم

نور باران توام مهتاب جان

غرق روياي توام اي آسمان

هر كه بوي باده ات را ياد كرد

سينه اش را غرق شب آباد كرد

قصه اي در كاسه درويش بود

بي نيازي در گليم خويش بود

گفتم اي درويش آفاقت كجاست

غم فروش درد دنيايت كجاست

آنكه در چشمت شراب اشك ريخت

آنكه قلبت را به يك چشمك فريفت

گفت با من صحبت از دنيا مكن

صحبت از امروز و از فردا مكن

ما دلي در آسمان گم كرده ايم

صد جهان در جسم و جان گم كرده ايم

عالمي داريم پشت ابرها

پشت غم پشت تمام صبرها

يك نصيحت كرد ما را پير عشق

سينه ام را چاك زد شمشير عشق

گفت دل جاي هواي نفس نيست

شهرت دل در لواي نفس نيست

شبنمي از عشق در دل ريختند

خاك دل از خاك كويش بيختند

دل به بالا مي برد اين روح را

دل نجاتش ميدهد اين روح را

دل اگر دل باشد ار آهي كشد

آتشي بر جان عالم مي كشد

دل شبي در سينه ام غوغا نمود

سينه را لب تشنه دريا نمود

آن دمي آغشته با نورم نمود

از سكوت گريه معذورم نمود

اشك من اشك مي احساس بود

سينه ام گلخانه يك ياس بود

ياس ما در سينه ها مي پرورد

روح را بر عرش اعلي مي برد

گفت قلب يك جوان از سنگ نيست

روح دريا بيشه اش بي رنگ نيست

بركه قلب جوانان آبي است

آسمان قلبشان مهتابي است

مي تواند آسمان را بشكند

صد طلسم از صد جهان را بشكند

مي تواند تا افق پرواز كرد

درگه حب خدا را باز كرد

مي تواند آري اما مرد كو

شب گذشت و عاشقي شب گرد كو

زندگي كرديم و خود نشناختيم

با همين تصوير دنيا ساختيم

بر بلنداي پل درياي نفس

هي وجب كرديم و هي پرداختيم

عاقبت در امتداد زيستن

بازي انسانيت را باختيم

"مهدي اناري"

 

وبلاگ

(Weblog)

بايگاني

(Archive)

ايميل

(Email)

 

عجيب نيست

اين كار

كه اولين بار نيست

چه باك؟

با قلبهايمان چه خواهند كرد؟

عشق محمد و خاندان او

تا ابد در دلهايمان خواهد بود

چه باك اگر

دلهايمان را نيز

از سينه بدرآرند؟

كه باز خواهند لرزيد

كه باز قلبهايمان

در مشتهايشان

عشق

محمد و آل محمد

!را فرياد خواهند زد

 

 

 

 

 

 

 

http://mobina114.persianblog.ir/

EgoldCity
???? ??? ????? ????? ???? ????? ???? ????? ????